به چه می اندیشی
اقیانوس و قایق و رویا
شاخه ی زیتون و پاروها !
آبی و سپید و زرد و سیاه
به دیده بانی گل مریم ...
با گلبرگ های کاغذی !
یا پرنده های آفتاب گردان
که سایه بانی چو ابر می سازند
تا زیر آفتاب نسو زی !
یا که از خود در شگفتی
که چرا از فکر شکارشان
رها نمی شوی!
پ.ن: پرندگان سایه بان ساز ایده ای برگرفته از یکی از داستانهای گابریل گارسیا مارکز است.
Undulatory Theory / Undulation / Vuduville
فردا
پر شقایقی ست
نه مات شبنم و
نه پروای کیش
که پروانه ای ست
پری وار
نازنین
ابر واژه
طرح باران
همدست
شور شعر بامدادی ...
و زلال
و ظریف
همچون پاکی اشک
...
کاش یادت نرود
گلدانها را آب بدهی
و آن همه
رفاقتی که رشته ایم
هنگام برف
به پنبه نشانی
سرریز برگ
لبریز باران
گلو پر از فریاد
سینه پر سوز پرتپش
برگباران
قرار بیقراری دریا
پاییز رنگ